صفحه اصلی سخنرانی
سخنرانی در کنفرانس مطالعات ایران معاصر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

گذشته و آینده ایران‌شناسی

سخن من درباره مطلبی است که در همه عمر دانشگاهیم به آن علاقه و توجه داشته ام و آن شرق شناسی و ایران شناسی است. البته نام کنفرانسمطالعات ایران معاصر است که نامی مناسب به نظر می رسد اما مطالعات ایران معاصر بخصوص اگر بین المللی باشد ایران شناسی و شرق شناسی را به یاد می آورد.

 
سخنرانی در هشتمین نشست هم‌اندیشی علم دینی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

مواجهه با سکولاریزم تنها در مخالفت نیست

علایق مشترکی داریم، اما در همین علایق مشترک، اختلاف نظر داریم و این را مطلعیم. در عین اینکه وجوه مشترک داریم، اما گاهی نیز از یکدیگر دور هستیم و این دوری، تفاهم را مشکل می‌کند. مثلاً شما همگی به تمدن نوین اسلامی فکر می‌کنید، من نیز همین طور و شاید اشاره‌ای نیز بوده که من قبل از انقلاب، به این معانی فکر می‌کردم، اما شما این تمدن نوین اسلامی را این قدر نزدیک می‌دانید که تقریباً آن را محصل می‌پندارید، اما من رسیدن به تمدن نوین اسلامی را دور می‌دانم و فکر می‌کنم که چطور باید به این ایده‌آل بزرگ رسید؛ لذا من فقط امکانش را در نظر می‌گیرم؛ بنابراین آنچه من امکانش را در نظر می‌گیرم، شما محقق می‌بینید و اگر چنین امکانی را محقق می‌دانید در این صورت باید فکر کنید که آموزش و پرورش، اقتصاد کشور، سازمان اداری، روابط معاملات و بدتر از همه وضعیت اخلاق در جامعه چگونه است. از همه این‌ها چشم می‌پوشید، آن وقت این ایده‌آل عزیز را نزدیک می‌بینید. این قدری فهمش برای من دشوار است و من آن را نمی‌فهمم. اگر در این مورد می‌توانستیم اندکی تفاهم کنیم، بسیاری از مسائل حل می‌شد.

 
سخنرانی در مراسم اعطای جایزه بهترین رساله دکتری فلسفه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

زبان فارسی با فلسفه جدید انس ندارد

این جایزه به نام من است اما کارها و دردسرهایش را بیشتر دوستان و مؤسسه گرامی شهر کتاب بی مزد و منت انجام می دهند  و تحمل می کنند. این جایزه بالنسبه کوچکی است که برای احترام به فلسفه و قدردانی از کار جوانانی که به آن اهتمام می‌کنند اعطا می‌شود. یکی از مشکلاتی که پیوسته در انتخاب رساله داشتیم این بود که بیشتر رساله های خوب درباره هیدگر بود و اعطای جایزه به این مقاله ها گاهی سوءتفاهم هایی به وجود می  آورد. زیرا من و بعضی از دوستانم متهم به هیدگری بودن هستیم. در کشور ما فلسفه اهمیتی ندارد بلکه فیلسوفان آن هم به این جهت اهمیت دارند که یا منجی و مرادند یا مجرم و ملعون. هیدگر فیلسوف مجرم و ملعون است و فلسفه اش مخالف آزادی است. پس ریشه اش را باید کند و پیروانش را باید خوار و خفیف و سرکوب و نابود کرد.

 

 
سخنرانی ویراسته شده رضا داوری اردکانی در آئین اهدای دهمین جایزه نیایش و اخلاق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

مقدمه ای برای ورود به بحث نسبت

اخلاق و سیاست

سخن گفتن از اخلاق هم آسان است، هم بسیار دشوار. آسان است که بگوییم باید متخلّق به اخلاق حسنه بود و اخلاق اهمیت بسیار دارد. پژوهش در علم اخلاق و در آراء فیلسوفان و به طور کلی در عقل عملی نیز از عهده کسانی که ذوق فلسفه و اطلاعات لازم داشته باشند برمی آید اما به این پرسش ها که اخلاق چیست و از کجا می آید و اکنون کجاست و چه وضعی دارد و چگونه به آن می توان رسید، به آسانی نمی توان پاسخ داد. یعنی نبود اخلاق را می توان درک کرد اما اینکه از کجا آمده و اگر نیست کجا رفته است و چگونه بازمی گردد، یک مشکل بزرگ است. مردمی که اخلاق دارند، اخلاق داشتن برایشان مثل یک امر طبیعی است و از اخلاق نمی گویند یا کمتر می گویند اما هر جا و هر وقت اخلاق نیست، همه جا سخن از اخلاق است زیرا نبود اخلاق مایه خلل و فتور و نقصان در کارها و گردش چرخ زندگی می شود.

 

 
سخنرانی در همایش بین‌المللی همگرایی و واگرایی؛ گفت‌و‌گویی میان فرهنگی- میان دینی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

درد توسعه نیافتگی در دوران تجددمآبی

روسو در جایی نوشته است از مجموعه خانه ها مدینه ساخته می شود و از مجموعه شهروندان یک شهر پدید می آید. آتن و دیگر مدینه های یونانی مجموعه افراد نبودند زیرا در آن زمان در یونان هنوز فرد و جامعه به وجود نیامده بود. سرپرست خانه عضو مدینه بود و وظایفی را که نسبت به آن داشت انجام می داد. روسو شاید شهر را بر مدینه ترجیح می داد اما در شهر هم احساس آسایش نمی کرد. او جامعه جدید را که در حال قوام یافتن بود دوست نمی داشت و نگران آینده آن بود اما از آن دل نمی کند. بسیاری کسان در قرن هجدهم در این دو دلی با روسو هماوا و شریک بودند. (از جهاتی می توان غربت ماکس وبر را با دودلی های روسو قیاس کرد یا لااقل خلجان های آنها را به هم شبیه دانست)

 
سخنرانی در مراسم گرامیداشت روز جهانی آینده مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

آینده‌نگری و تسعه‌نیافتگی

آینده چیزی نیست که در جایی وجود داشته باشد و ما با کوشش بتوانیم جای آن را بشناسیم و به سوی آن برویم. آینده عدم است و آدمی در راهی که به سوی عدم (مرگ) می  رود آن را می  سازد. پس آینده  نگری را نمی  توان علم دانست زیرا علم به عدم تعلق نمی  گیرد. آینده  نگری گزارش کار و سازندگی کشور و مردمی است که اراده کرده باشند راهی را بپیمایند و به مقصدی برسند. اگر این معنی را بپذیریم، آینده  نگری دانشی نیست که آن را در مدرسه بیاموزند و در جامعه به کار ببرند. البته اگر در جایی درک آینده  بین و آینده  ساز وجود داشته باشد، اطلاعات آینده  نگری را مثل هر دانش دیگر می  توان تدوین و تعلیم کرد و از آنها در اصلاح و اجرای برنامه  ها بهره برد اما همه مردمان در همه جای جهان نسبتشان با آینده یکسان نیست و در راه آینده با هم همراه نیستند. آنهایی که در راه آینده وارد نشده  اند، آینده  نگری ندارند و آینده  نگری رسمی هم به دردشان نمی  خورد. آینده  نگری یک علم نظری یا کاربردی جهانی نیست.

 

 
سخنرانی در همایش بزرگداشت روز مهندس در فرهنگستان علوم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

علم و تکنولوژی مقوم جهان ماست

روز مهندسی را به همکاران گرامی و حضار محترم و همه مهندسان تبریک عرض می کنم. این روز با نظر به عظمت مقام علمی خواجه نصیرالدین طوسی، به نام این بزرگ نامیده شده است. نصیرالدین طوسی یکی از جامع ترین دانشمندان و متفکران در تاریخ جهانست و مگر کسان زیادی را می شناسیم که در همه علوم عصر خویش ید طولی داشته باشند. نصیرالدین ادیب و فقیه و متکلم و فیلسوف متوغل در معارف الهی و پزشک و منجّم و مهندس و سیاست دان و سیاستمدار بزرگ بود. پس چرا روز مهندسی را به نام او ننامند.

 
سخنرانی در نشست بزرگداشت سید احمد فردید مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

فلسفه به دشمنی کشیده شده

اولین سخنران این مراسم رضا داوری‌اردکانی رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی بود. داوری در ابتدای صحبت‌های خود با اشاره به این مطلب که اصولا با شیوع مراسم بزرگداشت و همگانی شدن مراسم تجلیل موافقتی ندارد و آن را نشانه خوبی نمی‌بیند، گفت: این مجلس اما متفاوت است و خوب شد که این مراسم در این خانه یعنی موسسه حکمت و فلسفه برگزار شد. این استاد فلسفه با اشاره به بزرگداشت مرحوم فردید اظهار کرد: قصد دارم در این جلسه چند نکته‌ای را تذکر دهم. اگر کسی از شما فکر کند که این حرف‌ها صورت نصیحت دارد، من قصد ندارم کسی را نصیحت کنم، اما تذکر حرف دیگری است. همه ما لازم است که اگر نکته‌ای به نظرمان می‌رسد، به دوستان و اطرافیان تذکر دهیم.

 
سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر غلامرضا اعوانی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

معرفی فرهنگ ایران به جهان

رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم در نشست تجلیل از غلامرضا اعوانی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: هر جامعه، قوم و مردمی نیازهایی دارند؛ بعضی از نیازها معلوم و شناخته شده‌اند و بعضی ناشناخته‌اند. نیازهای حسی، عاطفی و جسمی مشخص هستند،ولی نیازهای دیگری هم وجود دارند که ما آنها را نمی‌بینیم و می‌گوییم ما به اینها چه نیازی داریم. ما در زمان کنونی به علم و فلسفه نیاز داریم. گرچه گذشتگان نیاز نداشتند. نیاز قبل از تجدد با نیاز بعد از آن، یکی نیست. در گذشته علم را نیاز داشتند و به فلسفه چندان نیازی نداشتند، چون علم به فلسفه شَرَف داشت. امروزه ارزش‌ها دگرگون شده و تغییر کرده‌اند. ما به علم نیاز داریم؛ از دو جهت، یکی از جهت روانشناسی یعنی گویی علم ما را آرام می‌کند و به قدری نیاز ما برآورده می‌شود صرف‌نظر از اینکه برای توسعه و پیشرفت هم به علم نیاز داریم. همچنین به فلسفه نیاز داریم و فکر نمی‌کنم مردم حتی تحصیلکرده‌ها، اگر از آنها بپرسیم به فلسفه چه نیازی دارید، تصدیق کنند که ما به فلسفه نیاز داریم.» رئیس فرهنگستان علوم در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه غلامرضا اعوانی یکی از استادانی است که در معرفی فرهنگ و فلسفه ایران به جهان کمک بسیاری کرده است، گفت: «آشنایی که او با زبان و فرهنگ اروپایی دارد، این امر را محقق کرده که از دو سال پیش به چین برود و در آنجا کاری کرده کارستان، او فلسفه، عرفان و مولانا را در آنجا درس می‌دهد که مورد استقبال همگان قرار گرفته است. امیدوارم دکتر اعوانی در این کار و در کارهای دیگر بتواند قدم‌های مؤثری در آنجا بردارد. عزت اعوانی و عزت همه کسانی که در راه علم و فلسفه قدم برمی‌دارند، این است که انتساب به حق هستند و این انتساب به حق است که انسان را بزرگ می‌کند
 
سخنرانی در همایش یادبود استاد مهدی حائری یزدی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

متعهد به حقیقت

من ۶۶ یا 67 سال پیش ایشان را برای اولین بار زیارت کردم. ایشان در آن زمان 30 سال داشتند و آمده بودند که به پیشنهاد دکتر مصدق، در شهر یزد نماینده مجلس شوند. روزی در خانه پیری ایشان زیارت کردم. دو روحانی که هر دو علاوه بر فضایل علمی، بسیار مؤدب بودند. گو بالاخره تقابل پیری و جوانی است اما من متعجب بودم که چرا پیر، این قدر برای جوان احترام قائل است. البته می‌دانستم مرحوم حائری فرزند بنیان‌گذار حوزه علمیه قم است، اما این همه احترام، برایم غیرعادی بود. در این زمینه پرسش کردم و پیر ما چنان در فضایل مرحوم حائری حرف زدند که در نظر من یک فیلسوف و فقیه بزرگ تصویر شد که آینده درخشانی در علم دارد. آن‌جا بود که فهمیدم ایشان نمایندگی مجلس را نمی‌پذیرد.هم مرحوم آقای بروجردی و هم دکتر مصدق به آقای حائری علاقه داشتند و ایشان نیز به آن دو بزرگوار علاقه روشنی داشتند.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 10