صفحه اصلی
انتشار مقاله جدید رضا داوری اردکانی در نشریه فرهنگستان علوم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 13 مرداد 1397 ساعت 10:25

تأملی در باب هوش و خرد و نسبتشان با زمان

یادداشت ها و سرمقاله‌ هایی که رضا داوری اردکانی برای نشریه فرهنگستان علوم در چند سال اخیر نوشته است، به اذعان خود او بیشتر درباره علم بوده و کمتر به وضع و مقام خرد و نسبتش با علم نظر شده است. رئیس فرهنگستان علوم در در سرمقاله شماره شصت و ششم این نشریه نیز صرفاً نظری به خرد در زمان کنونی انداخته تا هم به قول خودش حق صحبت هفتاد ساله با فلسفه را ادا کرده باشد، هم تذکر دهد که اگر خرد رو نهان کند، کار جهان و زندگی آدمی به خطر می افتد. زیرا علم و تکنولوژی به آینده زندگی و مصلحت آدمیان و غم و شادی آنان کاری ندارند و به این جهت است که علم به پشتوانه خرد نیاز دارد و اگر از حمایت و همراهی آن محروم شود نظم درونش دستخوش اختلال می شود و چه بسا که در راه ویرانگری قرار گیرد. متن سرمقاله استاد دکتر رضا داوری اردکانی را از لینک زیر می توانید مطالعه کنید

 

تاملی در باب هوش و خرد و نسبتشان با زمان

 
سخنرانی در مراسم چهلمین روز درگذشت مرحوم دکتر احمد احمدی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 31 تیر 1397 ساعت 08:20

تواضع و وظیفه‌شناسی دو ویژگی بارز مرحوم دکتر احمدی بود

رئیس فرهنگستان علوم تواضع و وظیفه‌شناسی را از امتیازات بارز دکتر احمدی دانست و گفت: نمی‌توانم بگویم با هر چه کردند و هر چه گفتند موافقم اما می دانم که مرحوم دکتر احمدی هر چه گفت و کرد با نیت خیر بود. دکتر رضا داوری اردکانی در مراسم چهلمین روز درگذشت حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد احمدی که هفته گذشته در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد، تحمل مرگ دوست در هر سن و سال را بسیار مشکل توصیف کرد و گفت: ما در سنت گرامی اسلام یاد اموات را گرامی می‌داریم و به نیکی از آن‌ها یاد می‌کنیم، اما ذکر خیر دکتر احمدی حکایت از بزرگی شأن و قدر آن مرحوم داشت.

 
انتشار مقاله تازه ای از رضا داوری اردکانی در خبرنامه فرهنگستان علوم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 30 خرداد 1397 ساعت 11:49

نسبت ما با علم چیست؟

در حاشیه مجمع عمومی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بحثی پیرامون علم و پژوهش درگرفت که با محوریت سخنان استاد دکتر رضا داوری اردکانی مورد توجه قرار گرفت. رئیس فرهنگستان این بحث را در تاملات جاری خود ادامه داد و متن سرمقاله خبرنامه شماره شصت و پنجم را به این موضوع اختصاص داد. داوری اردکانی در این سرمقاله به پربحث ترین مسائلی که می توان درباره وضعیت علمی کشور و مهم تر از آن نسبتی که وضع کشور با علم دارد پرداخت اشاره و آنها را مورد مداقه قرار می دهد. او در بخشی از این مداقه خود اذعان می کند: « ار علم در این زمان، کار کشور است و باید برنامه ای در تناسب با امور دیگر و در جهت تحقق اراده به صلاح کشور داشته باشد. دانشمندان هم دانشمندان کشور و راهنمایان قوم و پاسداران خردند و باید به سرنوشت مردم و آینده کشور خویش توجه داشته باشند و نباید راضی شوند که علم و پژوهش و دانشگاه در مقاله سازی خلاصه شود زیرا در این صورت دانشگاهیان خود به خود در مسابقه ای وارد می شوند که به درستی نمی دانند برای چه در آن شرکت می کنند و حاصلش چیست وگرنه هر کس در هر جا پژوهش می کند گزارش پژوهش را به صورت مقاله می نویسد. مقاله حاصل کار پژوهش است نه غایت آن. مهم اینست که این گزارش پاسخی به مسائل زمان و راهگشا و کارساز کار جامعه باشد. درست بگویم دانشگاه باید کانون دانش و پژوهش و جایگاه تجلی روح و نشاط فرهنگ و حقیقت طلبی باشد و نه صرفاً کارگاه تولید مقاله. تکرار می کنم چاپ و انتشار مقاله نتیجه و حاصل پژوهش و فرع آن است. فرع و نتیجه و حاصل را با غایت اشتباه نکنیم. اگر این فرع مقصد و مقصود باشد، علم از دیگر شئون جامعه یعنی از اقتصاد و فرهنگ و مدیریت و کشاورزی و کار و تولید جدا می شود. به این جدایی باید فکر کرد» متن سرمقاله استاد دکتر رضا داوری اردکانی را می توانید از لینک زیر دریافت و مطالعه کنید.

 

علم و کشور

 

 
یادداشت حامد زارع در روزنامه سازندگی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 20 خرداد 1397 ساعت 08:14

رضا داوری اردکانی: جشن تولد 85 سالگی

سالهاست که رضا داوری ارداکانی می خواند و می نویسد و می اندیشد. همین روزها است که وارد هشتاد و پنج سالگی می شود اما جهد جوانانه او که امروز و پس از پنجاه سال به ایستگاه توسعه نیافتگی رسیده است همچنان تداوم دارد. گذشته از خوش اقبالی ما که می توانیم سربلند باشیم و گردن افراشته از هم عصری خود با یک فیلسوف آینده نگر و دقیق النظر سخن بگوئیم، از خوش وقتی زمانه نیز باید سخن به میان آوریم که امکان ها و امتناع های درونی خویش را از زبان متفکری تاریخی می شنود. داوری اردکانی اگر چه از فارابی تا هایدگر و از همچنین فلسفه اسلامی تا فلسفه آلمانی را در طی طریق پنجاه ساله خود اجتهاد کرده است، اما اینک بیش از آنکه یک فیلسوف ملاسیک نظیر غلامحسین ابراهیمی دینانی باشد، یک مجتهد خبره در علوم اجتماعی ماست. درست به همین دلیل است که بیست سال اخیر بیش از آنکه در کار تمجید عقل مجرد باشد، در کار تمهید شرایط بسط عقلانیت در جامعه بوده است. داوری اردکانی نه همچون سید حسین نصر در میدان جاذبه سنت فروافتاده و تجدد را جادوی سنت فروخته است و نه همچون عبدالکریم سروش چشم بر امکانات سنت فروبسته و خود را به نوگرایی و نوسازی سپرده است. داوری در مسیری راه می پیماید و به عبارت صحیح تر راه می سازد که در آن گذار از وضع کنونی که با مفهوم توسعه نیافتگی آن را شناسایی می کند، امکان سنجی می شود. پرمبرهن است که توسعه نیافتگی به عنوان یکی از مفاهیمی که جای طرحی در فلسفه ندارد و تنها در علوم اجتماعی مدرن تکوین می یابد، خود نشان روشنی از رشد چشمگیر اندیشه داوری در استخلاص از دام فلسفه محض و رصد افق های آینده با ابزار علم جدید است. با این تفاسیر باید او را از یک منظر مصداق بارز نگاه بین الاذهانی به علوم انسانی – و نه علوم اسلامی- و از منظری دیگر تمثال توجه به خویشتن – و نه بازگشت به خویشتن- دانست که با درآویختن با پارادایم های تکراری سنت و تجدد و بن بست ها و کج راهه های ناشی از آن، به ضرورت توسعه می اندیشد و توسعه نیافتگی را زمان آشفته و فضای تاریک جهان معاصر می داند. داوری در میانه دهه نهم خویش صریح تر از هر زمان دیگری می گوید: « اکنون توسعه یک ضرورت است، ضرورت برای ماندن و نجات آینده.»

 
یادداشت بیژن عبدالکریمی در کانال شخصی‌اش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 12 خرداد 1397 ساعت 10:11

تفکر چیست، متفکر کیست؟

عزیزان بسیاری، در مراتب گوناگون، در مقام اندیشمند و متفکر در صحنه حیات اجتماعی ما حضور داشته، چشمان بی‌شماری را به سوی خویش معطوف ساخته‌اند و فضای فکری و فرهنگی جامعه کنونی ما را شکل داده و می‌دهند. عموماً چنین پنداشته می‌شود که معرفت حاصل صرف فعالیت-های منطقی و ذهنی بشر است و درستی نتیجه حاصل کاربرد درست قوای ذهنی و اِعمال صحیح اصول، قواعد و روش های مناسب شناخت، همچون اصول و قواعد منطق یا روش های تجربی است. حتی اگر چنین تلقی‌ای نیز از تفکر در جامعه ما مورد قبول و پذیرش عام باشد امری میمون و مبارک است. اما به نظر می‌رسد در روزگار ما و در جوامعی همچون جامعه ما حقیقت و تفکر نه اموری انکشافی، بلکه اموری تولیدی و قراردادی است و کثرت هوادران و طرفداران یا تعداد فالوور (دنبال‌کنندگان) کانال‌ها و گروه‌های افراد، هم‌سویی و پیروی از فضاهای عمومی و تبعیت از مفروضات مشترک و تردیدناپذیر جامعه و نیز بلندی صدا و خشونت در گفتار و استفاده از انگ‌ها و برچسب‌ها و خودارجاعی، و خویش و باورهای خویشتن را معیارهای حق و باطل دانستن را می‌توان نشانه‌ای از تفکر و حقانیت دانست! اما این همه همان اموری است که هرگز در اندیشه، آثار و سلوک فردی و اجتماعی رضا داوری اردکانی دیده نشده است.

 
توضیحی درباره گفتگوی روزنامه اعتماد با دکتر داوری اردکانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 12:22

توضیحی درباره گفتگوی با روزنامه اعتماد

امروز مصاحبه مفصلی که استاد دکتر رضا داوری اردکانی چندی پیش با روزنامه اعتماد انجام داده بود منتشر شد. با تشکر از آقای آزموده که مسئولیت انجام مصاحبه و تدوین آن را بر عهده گرفته بود، به نظر می رسد تیتر مناسبی برای این مصاحبه انتخاب نشده است. دیدن «افسردگی روشنفکری نیست» این پرسش را پیش می آورد که مگر کسی افسردگی را روشنفکری دانسته است که انکارش لازم باش؟ این عنوان را احتمالا با دیدن جمله هشدارآمیز داوری اردکانی مبنی بر اینکه «به هوش باشیم که اصحاب ایدئولوژی های افسرده و پژمرده را روشنفکر نخوانیم» برگزیده¬اند. ضمن عرض تشکر از حسن نظر و لطف مسئولان روزنامه گرامی اعتماد در اختصاص دادن صفحه اول آن روزنامه به این مصاحبه، یادآور می شود که یادداشت «شعر و اندیشه» نوشته آقای محمدصادق معتمدی بوده که ظاهراً آقای دکتر عبدالکریمی آن را به روزنامه فرستاده اند.

 

با احترام و امتنان

دفتر ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران

 
گفتگوی مفصل دکتر رضا داوری اردکانی با روزنامه اعتماد منتشر شد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 12 خرداد 1397 ساعت 10:11

گره کار ما توسعه است

رئیس فرهنگستان علوم در آخرین مصاحبه مطبوعاتی خود با خبرنگار روزنامه اعتماد گفتگو کرده است. این گفتگو که در صفحه نخست روزنامه اعتماد نیز منعکس شده است، حاوی چند مسئله و نکته مهم است. پراهمیت ترین نکته این مصاحبه جایی است که داوری اردکانی درباره ماهیت علم و دین و با توجه به واکنش های متعدد به نامه کوتاه او درباره اسلامی سازی علوم انسانی صحبت می کند. در بخشی از آن فراز می گوید: «در شرایط کنونی بیش از آنکه به فکر علم اجتماعی دینی باشیم باید در فکر بنای یک نظم سالم و نگران فساد بر باد دهنده کشور باشیم. کسانی می‌گویند قبل از اهتمام به اصلاح امور باید علم اجتماعی دینی داشته باشیم. به دو نکته مضمر در این قول توجه کنیم: یکی اینکه گویی علم در اختیار همه گروه های مردم قرار دارد و آنها می توانند آن را به هر صورت که بخواهند در آورند و در هر راه که بخواهند به کار برند. دوم اینکه برای اصلاح امور ابتدا باید علمی بنا کرد و پس از آن که علم ساخته شد از روی علم، کارها را به صلاح آورد. از مطلب اول چیزی نمی گویم و چه بگویم جز اینکه همه کس نمی تواند و نباید در کار علم دخالت کند. اما مطلب دوم قابل تأمل است. اول از آن جهت که در تاریخ سابقه ندارد که مردمی بیایند علم به چیزی را که هنوز به وجود نیامده است تدوین کننذ و سپس از روی آن علم مثلاً نظام و جامعه مطلوب را بسازند. اگر منظور از علم اجتماعی دینی طرح یک نظام زندگی در غوغای غلبه مدرنیته کهنسال است باید به آن توجه کرد ولی تاکنون آنچه گفته اند اینست که علم اجتماعی دینی ممکن است وکسی که آن را نمی پذیرد مقصود کوشندگان راه اثبات علم دینی را درنمی یابد. اصلاً نزاع این نیست که آیا فلان علم ممکن است یا ممکن نیست. اگر هست باید آن را تدوین و تعلیم کرد. علم اجتماعی دینی می‌تواند ازاین جا آغاز شود که کسانی به طرح سازمان و روابط و مناسبات و اخلاق و شیوه زندگی یک جامعه‌ دینی بپردازند.» متن کامل این گفتگوی ده هزار کلمه ای را می توانید با کلیک بر روی لینک زیر بخوانید.

 

متن کامل گفتگو با روزنامه اعتماد

 

 
یادداشت محمدصادق معتمدی در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 07:31

خط شعر و انديشه

نوشتن براي استادي كه افتخار حضور رسمي و آكادميك در محضرش را نداشتم، دشواري‌هاي خاص خود را دارد. مارتين هايدگر فيلسوف بزرگ آلماني مسير انديشه را كوره راه مي‌داند. در مشرب عرفان، سالك حقيقت بي‌مدد پير و مرشد از ظلمات و گمراهي در امان نخواهد بود. دكتر رضا داوري‌اردكاني بي‌مبالغه و زبان بازي معلم و راهنماي كوره راه انديشيدن است؛ در روزگاري كه هياهوي سياست و غوغاي تكنولوژي آسمان حيات علم و فرهنگ و هنر را غبارآلود ساخته دمي آسودن در سايه مصفاي پير خرد و اخلاق، گوهر و غنيمتي است كه فراچنگ هر رهگذري نشايد.

 
یادداشت حسين كلباسي اشتري در روزنامه اعتماد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 09 خرداد 1397 ساعت 07:29

آموزگار زمان

اگر بپرسند از آموزگاران چه بايد آموخت و اساسا آموزگار كيست و سخن او چيست يا چه بايد باشد، ظاهرا پاسخ به اين پرسش‌ها چندان دشوار نمي‌آيد و بي‌درنگ بسيارند كساني كه از مقام تعليم و تعلم و معلمان سخن مي‌گويند و به حرمت علم و عالم معترفند. بسياري از ما معلمان و آموزگاران‌مان را همواره مي‌ستاييم و اثر وجودي آنان را براي خود و ديگران متذكر مي‌شويم و چقدر اين سنت نيكويي است كه افراد و اقوام به سهم آموزگاران واقعي خويش تفطن داشته، غير از آداب معمول و تعارفات و تجليل‌ها، براي همسخني با آنان كوشش كنند. نوشته كوتاه حاضر در مقام تعريف و تمجيد از متفكر بزرگ زمانه ما يعني استاد دكتر رضا داوري اردكاني نيست.

 
بازنشر گفتگوی دو سال پیش رضا داوری اردکانی با خبرگزاری مهر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 30 اردیبهشت 1397 ساعت 10:10

ایدئولوژی نباید جانشین فلسفه شود

رضا داوری اردکانی در زمستان 1395 پاسخ های مبسوطی به پرسش های خبرگزاری مهر درباره وضع فکری معاصر می دهد. در بخشی از این مصاحبه، خبرنگار به این نکته اشاره می کند که داوری اردکانی  دائما از افتادن اندیشه در دام ایدئولوژی برحذر می دارد. سپس اینگونه نتیجه می گیرد که آیا به جای دوگانه سازی و ایجاد تقابل میان فلسفه و ایدئولوژی بهتر نیست نسبت درست میان فلسفه و ایدئولوژی را تبیین کنیم؟ سپس سوال خود را اینگونه مطرح می کند: «آیا بهتر نیست به جای ایدئولوژی ستیزی از این سخن بگوییم که فلسفه چگونه می تواند مهار ایدئولوژی را به دست بگیرد؟» رئیس فرهنگستان علوم با اذعان به اهمیت سوال و فرصتی که برای برطرف کردن بعضی ابهام های پدید آمده از خواندن کتاب ها و نوشته هایش فراهم آمده مقدمتا می گوید: «من از همه کسانی که لطف می کنند و گزارش سخنرانی های مرا می نویسند و منتشر می کنند، سپاسگزارم اما چون گاهی مطلب، برداشت خاص نویسنده از گفته من است به آن استناد نباید کرد» او در پاسخ تفصیلی به پرسش خبرنگار می افزاید: « من هم می گویم باید به نسبت میان ایدئولوژی و فلسفه اندیشید. ولی شما خیال می کنید این کار آسان است و با صدور دستورالعمل انجام می شود.من اتفاقا در راهی هستم که شما می گویید. من ایدئولوژی ستیز نیستم، بلکه می گویم ایدئولوژی نباید جانشین فلسفه شود. زیرا ایدئولوژی دستور عمل سیاست است نه تفکر سیاسی و تاریخی. من هرگز از تقابل فلسفه با ایدئولوژی هم چیزی نگفته ام. زیرا وقتی نسبت ایدئولوژی با فلسفه معلوم نیست و این دو با هم متباین اند، از تقابل آنها چه بگویم؟ میان امور متباین، تقابل معنا ندارد. یکی از نکاتی که من در نوشته های خودم رعایت می کنم این است که سخن در جای خود بیاید. وقتی خواننده سخن متناسب با وضع مقام را مطلق تلقی می کند پیداست که نادرست و ناموجه بنماید. من می گویم بیایید ایدئولوژی را در جای خود قرار دهیم و البته دشواری این کار را هم می دانم زیرا تا وقتی بنیاد ایدئولوژی ها (اگر بنیادی داشته باشند) را درنیابیم نمی توانیم آنها را در جای خود قرار دهیم و در یافتن اساس ایدئولوژی ها یگانه شدن با جهان موجود است.مشکل بزرگ زمان ما به خصوص در جهان در حال توسعه این است که درباره تفکر با میزان ایدئولوژی حکم می شود، یعنی اینکه باید مبنا و ره آموز تشخیص مصلحت زندگی مردم باشد، تابع سلیقه های یکی و آنهایی می شود. در چنین شرایطی پیداست که جهان توسعه نیافته در سعی خود برای توسعه بیشتر ظواهر تجدد را در کنار هم بگذارد و در جهت قراردادن چیزها و کارها در جای خود که بسیار مشکل است برنیاید. اگر بتوانیم جایگاه و مقام امور و چیزها را دریابیم آن وقت ایدئولوژی در نسبت درست با فلسفه قرار می گیرد.» متن کامل این گفتگو را می توانید در لینک زیر بخوانید.

 

گفتگو درباره وضع فکری معاصر

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 25